مرتضى راوندى
240
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از يكسو ، اخوان را از پيروان مكتب معتزله كه داراى روشى كاملا استدلالى بودند مىشمارد ، درحاليكه ابن تيميّه ، فقيه قشرى حنبلى آنان را جزو فرقهء نصيريّه ، كه در واقع عقايدشان مخالف معتزله بود مىداند . بين اين دو نقطهنظر متقابل ، نظريّات متعددّى در طى قرون متمادى دربارهء اخوان اظهار شده است از قبيل اينكه رسايل اخوان صفا نوشته حضرت على ( ع ) يا امام جعفر صادق ( ع ) يا حلّاج يا امام غزالى يا دعاة اسماعيليه بوده است ، اگر در نظر بگيريم كه اسماعيليّه احترام خاصّى براى اين رسايل داشتهاند و آنها را در يمن و ممالك ديگر اشاعه دادهاند ، و بنا به قول بعضى از محققّين هنوز اين مجموعه جزو كتب باطنى اسماعيليّه محسوب مىشود ، جاى تعجب نيست كه جمهور دانشمندان معاصر ، اين مجموعه را از تأليفات اسماعيليّه بشمارند ، مثلا « تامر » دلايل بسيار براى اسماعيلى بودن رسايل آورده و مطالب آن را ( فلسفهء اسماعيلى ) مىنامد . » « 1 » آنچه مسلم است اينكه اين جماعت به عقلاى يونان و فلسفه ايران و هند توجه داشتهاند و « نام هرمس ، فيثاغورث ، سقراط و افلاطون و ارسطو ، غالبا در اين رسايل آمده است و از آنان تكريم شده . از جمله نويسندگان اين رسالهها ابو سليمان محمد بن معشربستى معروف به مقّدسى ، ابو الحسن على بن هارون زنجانى ، ابو احمد سهرجانى ، ابو الحسن على بن راميناس عوفى و زيد بن رقاعه را نام بردهاند ، اين قوم با يكديگر به صداقت و طهارت و يكرنگى بسر مىبردند ، رسايل آنان شامل كليه مسائل علوم منطقى و رياضى و طبيعى و الهى و حكمت عملى است . » « 2 » با كمال تأسف بايد گفت كه مراد اخوان الصّفا از مطالعات علمى ، تحقيق و بررسى در پديدههاى گوناگون طبيعى و كشف رابطهء علت و معلولى قضايا و استفاده از دانشهاى گوناگون براى حل مشكلات زندگى روزمرهء مسلمانان نبود ، آنها در مقام اين نبودند كه از علم هندسه براى راهسازى ، خانهسازى و ديگر امور حياتى بهرهبردارى كنند ، بلكه علم را نيز در خدمت ماوراء الطبيعه و ايدآليسم بهكار مىبرند : « . . . در هندسه نيز با پيروى از فيثاغوريان براى اشكال هندسى فضايل و صفات و خصايص مشخص قايل بودند ، غايت قصواى علم هندسه ، آماده ساختن روح انسان براى تفكر و تعقل حقايق است ، بدون توجه و احتياج به عالم محسوسات ، تا در نتيجه روح متمايل گردد تا ترك اين عالم كند و با معراج آسمانى به عالم معقولات و
--> ( 1 ) . نظر متفكران اسلامى درباره طبيعت ، از دكتر حسين نصر ، ( از انتشارات دانشگاه ، ص 36 به بعد . ) ( 2 ) . فرهنگ فارسى معين ، آ - ع ، ص 107 .